تبليغاتX
وبلاگ شخصى على اصغر عطاران طوسى

 

شعبان، ماه رسول الله از راه رسيد ...

 

ماه رجب، ماه امّتِ پيامبر سپري شد و ماه شعبان، ماه پيامبرِ امّت از راه رسيد، در حالي كه ماه رمضان، ماه خدا نيز در راه است.

اندك تأمّل در اين نام گذاري ها، ما را به حقيقتي بس مهمّ رهنمون‌مي سازد كه مسير سلوك به سوي پروردگار، جز از طريق شناخت درون و آغاز از خويشتن نيست، و پس از اين مرحله، وساطت و شفاعت انسان كامل يعني رسول خدا (ص)، شاه كليد اصلي است.

در گام نخست؛ بايد خويشتن را بازيافت و باور نمود. باورهاي خويش را بازشناسي نمود و بر توانمندي هاي خويش واقف گرديد و كاستيها و ناكامي ها را دريافت تا بتوان گامي در مسير شناخت دوست و يار برداشت. بي راه نيست كه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: " نايافته خويش، به دربار اربابش راه نمي‌يابد" [1].

رجب، ماه خودشناسي بود. و آدمي هر چه بيشتر در مسير شناخت خويش گام بردارد و پرده جهالت ها و ناداني ها را از  حريم نفس خويش كنار زند، توان معرفت ذات ربوبي براي او ميسّرتر مي گردد.

 

عمده وظايف امّت در ماه رجب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارم شهریور 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

سيّد حسن نصرالله اسطوره پايداري و مقاومت

مؤلّفه برجسته در طرح خاورميانه بزرگ

 

پايداري و مقاومت دليرانه سيد حسن نصرالله، درس سختي را به اسرائيل غاصب و آمريكاي جنايتكار داد. اگر در پنج نبرد گذشته ميان اعراب و اسرائيل، كيان صهيونيستي  توانست قدرت پوشالي خويش را در پشت نقاب بي خيالي و خفّت پذيري حكام عرب پنهان سازد و براي خويش پيروزي هاي پي در پي به ثبت برساند، اما اين بار و در اين رويارويي 33 روزه، سيد حسن نصرالله به همراه ياران مقاومش درسي به اين دشمن انسانيت داد كه براي هميشه، انديشه درگيري با فرزندان رسول الله را از اذهان خارج ساخت.

خوب مي دانيم اهدافي كه اسرائيل در روزهاي نخست اين رويارويي در سر مي پروراند، هيچيك به بار ننشست. آن اهداف عبارت بودند از:  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سوم شهریور 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

 

2- دين مداری

 

بنيان حکومت اسلامی بر باورهای دينی پايه ريزی گرديده است. ارکان نظامِ مردم سالاری دينی را خواستِ مردم و آموزه های وحيانی دين در عرصه های اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سياسی تشکيل می دهد.

در نگرش جامع امير مؤمنان حضرت علیu هر يک از اين دو رکن مورد تهديد و چالش قرار بگيرد، همچون پرنده ای که يک بال خويش را از دست بدهد، امکان پرواز به قلّه های رفيع اعتلا و سربلندی ملّت را ناممکن می سازد.

در نوشتارِ گذشته به تفصيل از جايگاه خواستِ مردم در حکومت علوی سخن گفتيم و در اين مقاله به رکن ديگر مشروعيت نظام اسلامی يعنی دين باوری حاکمان و مذهب سالاری حکومت می پردازيم.

در ديدگاه امام علیu مبنای مشروعيت رأی و انتخاب مردم نيز، پايبندی آنان بر اصول و ارزشهای دينی شمرده شده، و آنان نه تنها بايد در مرحله انتخاب رئيس حکومت، آنرا مورد اهتمام ويژه قرار داده و  در باره یِ آن  وسواس لازم به خرج دهند،که بايستی در حاکميت قانون الهی و گسترش قوانين دين بر تمامی قلمروهای فعاليت در سطح جامعه نيز نهايت همّت و تلاش را از سوی خويش مبذول دارند.

امام علی u در خطبه ای از نهج البلاغه، بر اين ويژگی تأکيد ورزيده و می فرمايد: " حاکم و زمامدارِ جامعه اسلامی نبايد دستوری از دستورهای دين  را تعطيل كند"[1] .

و در بيان ضرورت پايبندی مردم به اين ويژگی در انتخابِ زمامدار، می فرمايد: " بی اعتنايی به آن، موجب نابودی و شکستِ امّت می گردد"[2].

البته جای ترديد نيست، امّتِ ديندار و خداشناس ايران، هيچگاه حاضر نخواهند شد مصالح فردی، جناحی و يا قومی را بر خواستِ دين، و اصول و ارزش هایِ ناب اسلامی ترجيح دهند و همواره دغدغه اصلی اين ملّتِ بزرگ و فهيم ـ چنانچه در بيش از يک دهه ی گذشته نظاره گر بوده ايم ـ دين و حاکميتِ ارزش های الهی بوده است.

حراج دين

امام علیu ضمن تأکيد بر اين فهم عمومی، در خلال توصيه های خويش به کارگزارانشان، بر ضرورت حاکم ساختن فرهنگ دينی در سطوح و لايه های نظام اسلامی پافشاری کرده و به آنان سفارش نموده اند که تحت هيچ عنوان و به هيچ قيمتی دست از ارزشهای اسلامی برنداشته، و آبادانی و سربلندی زودگذرِ دنيوی را به قيمت حراج کردنِ دين، کسب نکنند[3] .

در نگرش امامu شعله اين آتش ـ آتشِ دين فروشی زمامدار و حاکم اسلامی ـ  بيش از آنکه ملّت را در برگيرد، شخص زمامدار را خواهد سوزاند[4] .

سفارش امير مؤمنان علیu تنها خطاب به مَصقلة بن هُبيره ـ حاکم منطقه ای در دوران حکومت آن حضرت ـ نيست بلکه از سويی خطاب به تمامی دولتمردان نظام اسلامی است تا برای دست يابی به مقام، شهرت و ثروت دنيوی، بر روی اصول و باورهای دينی خويش پا نگذارند زيرا پُست و مقام، و ثروت و برخورداری های دنيوی، بی اعتبار و زودگذر است و آنچه برای آنان باقی خواهد ماند جز خسارت و پشيمانی نخواهد بود.

و از سوی ديگر پيامی است برای تمامی آحاد ملّت که سکّان دار جامعه را با انتخاب درستِ خويش، تعيين کرده و برمی گزينند تا با شعارهای زيبنده و چشمگير، و به قيمت آبادانی کشور و ايجاد رفاه و آسايش، باورهای دينی خويش را از دست ندهند. رئيس جمهوری را انتخاب نمايند که دردِ دين داشته باشد و بيش از آنکه در انديشه رشد و پيشرفت اقتصادی و يا سياسی مملکت باشد ـ در عين اعتراف به اهميت جايگاه آنها ـ در پی استقرار حاکميت دين و ارزش های اسلامی در کشور باشد و برای زدودن فساد، فحشا، تبعيض، نابرابری و ساير ناهنجاری های اجتماعی ايده و طرحی عملی داشته باشد.

توان دين در اداره جامعه

در اين عرصه نه تنها ميزانِ پايبندی و تقيدّ رئيس جمهورـ به عنوان قطب و محور اصلی حرکت و حيات جامعه ـ تعيين کننده و حائز اهميت است که باور وی بر توان و قابليت دين برای حکومت و اداره جامعه، مهم ترين شاخص برای انتخاب فردِ برتر می باشد.

بايد حوزه دينداری از حوزه دين مداری تفکيک شود زيرا ميان دينداری و دين مداری تفاوت اساسی وجود دارد، فردِ ديندار، تنها در انديشه رعايت قوانين الهی در عرصه مسائل فردی و معيشتی خويش است و لو در سايه یِ حکومتی فاسد و ستمگر، اما فرد دين مدار و دين باور، معتقد به حاکميت ارزشها و مقررات دينی در متن جامعه، و قدرت و صلابت دين در پاسخگويی به نيازهای مشروعِِ ملّت است.

ملّت شريف و موقعيت شناس ايران، به خوبی آگاهند که در شرايط حساس و سرنوشت ساز کشور، و نيز در دوره ضعف و فروپاشی انگاره های غيردينی در سطح بين المللی، و با عنايت به گرايش گسترده جوانان به فهم و باور دين ـ از رهگذرِ به بن بست رسيدن آنان در سايه حکومت های سکولار و دين ستيز ـ نمی توان برای انتخاب رياست قوه مجريه در کشور اسلامی به سوی کسانی دست دراز نمود که در وجود پُتانسيل لازم در درونِ دين برای ايجاد نظم و دموکراسی در سطح جامعه دچار ترديد هستند و صرفاً از دين، انجام پاره ای آداب و عبادات در حوزه مسائل فردی و خانوادگی را شناخته و به اجراء می گذارند.

البته روشن است که تأکيد کانديداها بر دين مداری و پايبندی به اصول و ارزشها ـ در عين حفظ حرمت برای تمامی آنها ـ  مادامی حکايت از اعتقاد راسخ و عميق آنان دارد که پيشينه فعاليت ها، اظهار نظرها و حرکتهای اجتماعی، سياسی و فرهنگی آنان نيز گويای اين واقعيت باشد.

دفاع از دين، راهبرد اصلی

امام علی u خطاب به يکی از زمامدارانِ عصر خويش چنين می نويسد: " وظيفه اساسی تو تا آخرين ساعتِ عمر، دفاع از حريم دين است"[5] .

به هر تقدير؛ آنچه مسلّم است، ضرورت اهتمام شايسته رئيس جمهور ـ در برنامه ريزی ها، اقدامات، و سرمايه گذاری های خرد وکلان ـ به مقوله نشر و گسترش باورهای دينی در ميان اقشار جامعه به عنوان راهبردی اصلی می باشد، به گونه ای که آثار و پيامدهای آن بر تمامی رويکردها و عملکردها سايه افکن شود. منتخب ملّت بايد با بهره گيری از تمامی امکانات و فرصتها، نقش و مسئوليت خويش را در قبال دين، آشکار سازد.

هوشياری و تيز بينی ملّت در عرصه انتخابات، اين راه دشوار و پر فراز و نشيب را تبديل به صراطی مستقيم و فاقد هر گونه پستی و بلندی، و يا تاريکی و ظلمت می سازد. انشاء الله

 



[1] - و قد علمتم أنّه لا ينبغي أن يكون الوالي على الفروج و الدّماء و المغانم و الأحكام و إمامة المسلمين البخيل... و لا المعطّل للسّنّة. نهج البلاغه، خطبه 131.

[2] - فيهلك الأمّة. نهج البلاغه، خطبه 131.

[3] - و لا تصلح دنياک بمحق دينک. نهج البلاغه، نامه43.

[4] - فتکون من الاخسرين أعمالاً . نهج البلاغه، نامه43.

[5] - فأنت محقوق... أن تنافح عن دينک و لو لم يکن لک إلا ساعة من الدهر. نهج البلاغه، نامه27.

 

+ نوشته شده در  دوم شهریور 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  |