تبليغاتX
وبلاگ شخصى على اصغر عطاران طوسى

 

مقاله ذيل از سلسله دست نوشته هاي اينجانب است كه به مناسبت تبليغات انتخابات نهم رياست جمهوري به عنوان:   

" گزينه برتر در كلام علي عليه السلام " 

در ويژه نامه انتخاباتي روزنامه جام جم در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسيد. اميدوارم بهره ببريد.

 

 ۳- خدمت رسانی

در نظام علوی، خدمت رسانی به مردم اساس حرکت نظام را تشکيل می دهد. طراحی و تأمين ساز وکارِ مورد نياز برای دستيابیِ اين هدف والا و وظيفه ارزشمند، بر عهده رئيس جمهور به عنوان بالاترين مقام اجرايی کشور می باشد. غفلت و عدم توجه بايسته به اين امر مهمّ و بنيادين، در پشتوانه مردمی حکومت و استمرار مردم سالاری خلل جدی وارد خواهد ساخت.

آنچه مورد انتظار آحاد ملّت و مورد تأکيد رهبران دينی است، برقراری فضای مناسب و آرام برای بهره گيری شايسته از فرصتها در راستای خدمت رسانی بهتر و فراگيرتر به تمام اقشار جامعه است.

فرصت طلايی مسئوليت

فرصت استثنايی که در اختيار رئيس جمهور با وجود امکانات فراوان و اختيارات بی حدّ و حصر قرار می گيرد، فرصتی است بی نظير تا از خلال آن، خدمتی خالصانه به مردم ارائه نمايد که اين، بسترِ دست يازی وی به سعادت دنيوی و اخروی، و کسبِ توفيقات معنوی را مساعد می سازد. وی نبايد با بی اعتنايی و سهل انگاری، خويش را در بهره گيری درست و منطقی از اين موقعيت مناسب، ناکارآمد جلوه داده و زمينه شکست و ناکامی خويش را فراهم آورد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

 خديجه ، همسر نمونه

به بهانه سالروز وفات حضرت خديجه سلام الله عليها
 
دهم ماه مبارك، سالروز وفات بانوي بزرگ اسلام حضرت خديجه همسر گرامي پيامبر اعظم (ص) است. اندك كنكاشي در زندگي مشترك آندو نشانگر آنست كه اين دو شخصيت بزرگ براي يكديگر ارزش و احترام خاصي قائل بودند. خديجه نه تنها مال و ثروت خود را به رخ شوهر كه دستش از مال دنيا تهي بود، نكشيد كه با افتخار، ثروت انبوه خويش را در اختيار همسرش قرار داد. وقتي پيشنهاد ازدواج را به حضرتش داد، پيامبر r در مقابل اين پيشنهاد فرمود: " تو بانويي ثروتمند هستي و من فردي فقير كه چيزي در اختيار ندارم. كسي با موقعيت تو، رغبت به فردي همچون من پيدا نمي‏كند. من جوياي همسري‏ هستم كه حالش مانند حال من و از نظر دارايي و ثروت همتاي من باشد" .خديجه در پاسخ مي‌گويد: "به خدا سوگند اي محمد! اگر ثروت تو اندك است، ولي سرمايه من فراوان است. كسي كه خود را در اختيار تو قرار داده است، چگونه مالش در خدمتت نباشد! من و ثروتم و كنيزانم و تمامي آنچه در اختيار دارم، از آنِ تو و تحت امر توست و هرگز از آن دريغ نمي ورزم" [1].
 
 

 

البته اگر خديجه نسبت به همسر گرامي خود اين گونه عشق مي ورزيد و رعايت ادب و احترام مي‏كرد، رسول خدا r نيز از خديجه به نحو شايسته‏اي قدرداني مي‏نمود و براي خديجه احترام خاصي قائل بود.رسول اعظم r هيچگاه در زندگي مشترك خود، با رأي و نظر خديجه مخالفت نمي‏نمود . ابوالعاص پسر خواهر خديجه از زينب دختر رسول خدا خواستگاري نمود . خديجه از رسول خدا r  خواست كه زينب را به وي تزويج كند، و رسول خدا r  پيشنهاد وي را پذيرفت . و مراتب قدرداني رسول گرامي اسلام r  نسبت به خديجه تنها به زمان حيات او خلاصه نمي‏شد، بلكه پس از مرگ وي نيز- كه بر حضرت بسيار ناگوار و دشوار آمد - همواره او را ياد مي‏كرد و از وي تجليل به عمل مي‏آورد و اگر به ياد همسرش مي‏افتاد، يا كسي نام وي را مي‏برد، چشمان مبارك حضرت پر از اشك شده و از خوبي هاي خديجه سخن مي‏گفت.

عايشه مي‏گويد: " من پس از وفات خديجه با يادِ نيكِ او، خود را نزد پيامبر r  عزيز مي‏كردم" . نيز هم او مي‏گويد: " پيرزني وارد بر رسول خدا r  شد، حضرت وي را مورد احترام ويژه قرار دادند. پيرزن كه از محضر رسول خدا r  خارج شد، پرسيدم: اين زن چه كسي بود كه اين گونه مورد لطف و تفقد شما واقع شد؟ رسول خدا r  فرمود: " اين زن از دوستان خديجه است. وقتي خديجه زنده بود، زياد نزد ما مي‏آمد"2].

بدون ترديد، اگر اكسير عشق و محبت زن و شوهر به يكديگر، و سطح احترام متقابل آندو در حوزه سخن و عمل با اقتباس از سيره نبوي به حدّي مطلوب و قابل قبول برسد، كانون گرم خانوداه، به مكاني امن براي اعضاي آن تبديل خواهد شد و از رهگذر آن، بخش عظيمي از معضلات خانوادگي و بزهكاري هاي اجتماعي رو به كاستي گراييده و اضطرابات و نگراني هاي متعدد در حوزه فرد و جامعه به پايين ترين سطح خود فروكش مي كند. 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - بحارالانوار، جلد16، صفحه 55.

[2] - بحارالانوار، جلد16، صفحه8.

+ نوشته شده در  سیزدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

  

زدودنِ شكافِ فقر و غنا، هنر رمضان

 

وجود فاصله عميق ميان فقر و غنا، همواره دغدغه بزرگان و رهبران ديني بوده است و زدودن اين شكاف از سطوح و لايه هاي جامعه اسلامي، عمق حركتهاي بنيادين و ريشه اي آنان به شمار مي‌رفته است. حجم عظيم توصيه ها و راهكارهاي ارائه شده از سوي امامان معصوم عليهم السلام در مسير پيراستنِ غبار ظلم و نابرابري از چهره امت اسلام، حكايتگرِ اين اهتمام از سوي پايه گزاران تئوري اسلام اصيل و ناب است.

هر گونه حركت و تصميمي در عرصه مسائل فردي و اجتماعي كه با نابرابري و بي عدالتي همراه باشد، از نگاه دين محكوم به فنا و شكست است. و وظيفه اساسي و راهبردي حاكمان در جوامع اسلامي، توسعه و گسترش عدالت در تمامي لايه هاي اجتماعي، و زدودن فقر و محروميت از چهره مردم است. 

اگر علي عليه السلام به عنوان پرچمدار عدالت راستين، گرفتن دانه اي از دهان مورچه اي را به قيمت داشتن حكومتي به گستره تمام زمين و آسمان، برنمي تابد، براي فرهنگ سازي اين اصل مترقي در ميان امم اسلامي و بلكه آزاد مردان جهان است، چرا كه ظلم و بي عدالتي با تمامي گونه هايش و از سوي هر فرد و مقام، غير قابل پذيرش، و مطرود است.

وجود فقر و بروز جلوه هاي محروميت در ميان امت اسلامي، گوياي عدم توجه بايسته به همين اصل راهبردي است. و هنر رمضان در اين است كه با قامتي رسا و زباني گويا بر اين اصل پيشرفته تكيه كرده و زدودن شكاف ميان غنيّ و فقير را شعار خويش قرار داده است.

ببينيم صادق آل محمد (ع) حكمت روزه را چه بيان مي كند:" حكمت روزه آنست كه مرز ميان غنيّ و فقير را بردارد زيرا ثروتمند، رنج گرسنگي را درك نمي كند تا بر فقير ترحم كند و او هر چه اراده كند براي خويش فراهم مي سازد. از اين رو؛ خداي متعال خواست تساوي و برابري ميان خلق خويش برقرار كند و از رهگذر روزه، ثروتمند رنج گرسنگي و درد را بچشد، شايد كه بر ضعيف دل بسوزاند و بر گرسنه ترحم نمايد"[1] .

چشيدن درد فقر و محروميت و يا تحمّل گرسنگي و تشنگي _ و لو به مدت سي روز _ اگر با تمامي اصول و آداب آن صورت پذيرد_ نه آنكه سفره هاي رنگين و غذاهاي متنوع در سحرگاهان و شامگاهان، زينت بخش بزم روزه داران گردد _  ره آوردي بزرگ براي توزيع ثروت و سرمايه ميان قاطبه امت است تا فاصله و شكاف ميان وضع موجود و مطلوب به حدّ اقلّ برسد و فقرا و مستمندان نَفَسي تازه كنند...

  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - اما العلّة في الصيام ليستوي به الغنيّ و الفقير و ذلك لأنّ الغنيّ لم يكن ليجد مسّ الجوع فيرحم الفقير لأن الغنيّ كلّما أراد شيئاً قدَر عليه فأراد الله عزّوجلّ أن يسوّي بين خلقه و أن يذيق الغنيّ مسّ الجوع و الالم ليرقّ علي الضعيف و يرحم الجائع. بحارالانوار، ج96، صفحه 371، حديث 53.

 

+ نوشته شده در  دوازدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

اوج عشق در گفتگو با خالق

 

ادعيه رسيده از امامان معصوم عليهم السلام، مجموعه اي از معارف اصيل و ناب معرفتي است كه قدر و منزلتِ آنها بر درد آشنايان و درمان پويانِ واقعي پوشيده نيست. دعا _ اين اكسير اعظم _ درمانِ درد بندگان و مرهمِ زخم آنان است. دعا، ابزاري كليدي براي گفتگوي صريح، بي پرده و رو در رو ميان خلق و خالق است كه اگر اين وسيله ارتباطي در اختيار بشر نمي بود، معلوم نبود سرنوشت آدميان چگونه رقم مي خورد؟

دعا، نه تنها الگويي كارآمد براي سخن گفتن با خالق هستي است كه حتي مؤثرترين شيوه گفتگو ميان عاشق و معشوق حقيقي است. تنها عاشقِ دلباخته است كه مي داند و به خوبي درك مي كند چه نعمتي بزرگ _ دعا _ در اختيار اوست. چرا كه اين عشقبازي، نه نياز به وقت قبلي دارد و نه هزينه اي را بر او تحميل مي كند. منّت و خواهش از او، نه ريسك است و نه از شخصيت و جايگاه فرد، مي‌كاهد.

در حقيقت؛ عشق در بالاترين حدّ خود جلوه نمايي مي كند و در مقابل، هزينه كرد و ريسك پذيريِ عاشق در نازلترين حدّ ممكن. و اين است واقعيت ناشناخته دعا.

بي ترديد؛ اوج عشق بازي را تنها مي توان در دعاهاي وارده از اولياي دين و امامان معصوم عليهم السلام جُست. تأمّل در دعاها و مناجات هايِ امام سجاد عليه السلام به وي‍‍ژه دعاي شريف ابوحمزه ثمالي كه در اسحار ماه مبارك رمضان خوانده مي شود، گوياي همين واقعيت است. اگر من و تو نيز فرصتي را به انديشيدن در مضامين عاليه اين دعاي پر مغز اختصاص داده و در هر يك از سحرهاي ماه مبارك، فرازهايي از آن را با توجه به مفاهيمِ بلند آن، با خود زمزمه كنيم، چه بسا به برخي از مراتب اين عشق حقيقي دست يافته و به حريم دوست نائل آييم انشاء الله.

جلوه هايي از اين عشقِ بي نظير را در فرازي از دعاي ابوحمزه مي‌خوانيم: " خداي من! اگر مرا عفو نمايي، بهترين بخشنده اي و اگر دچار عذابت كني، هيچ ظلم و ستمي روا نداشته اي "[1] .

و يا در جاي ديگر مي خوانيم: "قسم به عزّتت اي آقايِ من! اگر مرا از درگاه خويش براني، هرگز به سراغ ديگري نخواهم رفت و از التماس و تملق خويش نسبت به حضرتت، دست نخواهم كشيد"[2] .  به راستي! آيا اين، جز اوج عشق در گفتگو با حضرت دوست است؟!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - فإن عفوتَ فخيرُ راحم و إن عذّبتَ فغير ظالم. مناجات ابوحمزه.‏

[2] -  فَوَ عزّتك يا سيّدي لو نهرتني ما برحتُ من بابكَ و لا كففتُ عن تملّقك. همان.

 

+ نوشته شده در  نهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  |