|
پشت پرده اسرار و آداب حج آنچه در مجموعه اسرار و آداب حج، موج مي زند و توجه خواننده را بيش از پيش به خود جلب مي كند، تأكيد بر مؤلّفه انسان سازي و ايجاد تحول دروني در حاجي است. بيشترين پافشاري رهبران ديني در اين زمينه، بر محور خودسازي و بازنگري در رفتارها و كردارهاست. مروري گذرا بر اسرار و آداب حج، ما را به اين واقعيت رهنمون مي سازد. اگر سرّ احرام را، رهايي از تعلقات شخصي و مظاهر و جلوه هاي دنيوي دانسته اند؛ و اگر در اسرار طواف، چرخش بي نهايت[1] بر محور پروردگار رحيم و كريم، و عطف توجه دروني به آن معبود يكتا آمده؛ و اگر نماز طواف را حركت در مسير صراط مستقيم با محوريت خداي متعال به پيروي از هدايت و رهبري ابراهيم خليل _ كه وَاتّخِذوا مِن مَقام اِبراهيمَ مُصَلّيً[2] _ گفته اند؛ و اگر سرّ سعي صفا و مروه، سعي و تلاش براي يافتن گمشده حقيقي، و يا سعي در راستاي برآوردن حوائج بندگان خدا دانسته اند؛ و اگر وقوف در عرفات را براي تأمل و درنگ در گذشته خويش و ايجاد شناخت افزون خويشتن و خالق هستي معرفي نموده اند تا از ره آورد آن، معرفت حقيقي پديد آيد؛ و اگر سرّ وقوف در مشعر، براي رسيدن به شعور واقعي پس از نيم روز معرفت جويي در عرفات معرفي گشته است؛ و اگر رمي جمرات سه گانه در راستاي راندن شيطان درون و بيرون از جان و تن آدمي، و جايگزيني عقل و شرع به جاي هوا و هوسهاي شيطاني در تمامي برنامه ريزي ها و تصميم گيري هاي روزمره و بلكه كلان و راهبردي خوانده شده است؛ و اگر قرباني براي اعلام آمادگي حاجي بر بذل جان و مال در راه خدا _ از خلال به نمايش گذاشتن حركتي نمادين _ و تقديم تحفه اي ناچيز به محضر دوست در راستاي وصال او دانسته شده؛ و اگر تقصير و حلق، براي اثبات دلدادگي بنده به پروردگار، و بريدن و كوتاه نمودن آخرين سر رشته هاي تعلق و وابستگي به خويشتن و جلوه هاي مادي آن يعني مو و ناخن، مي باشد، و هزاران امّا و اگر ديگر .... بي ترديد، محوريت انسان سازي در سرتاپاي اين مناسك و آداب كاملا مشهود و چشم نواز است، محوريتي كه بر دو ركن اساسي پايه ريزي شده است. 1. نفي تعلقات و تمايلات نفساني، و شناخت افزون خويشتن (خودشناسي) 2. حركت به سوي پروردگار و خالق هستي و تلاش در راستاي شناخت فراگير و عميق او (خداشناسي) از پيامبر گرامي اسلام (ص) شنيده ايم كه؛ تا آدمي خويشتن را نشناسد راه به سوي شناخت ربّ الارباب نخواهد يافت " مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ[3] " و حج، عرصه اي است براي تحقق اين دو ركن تا از خلال آن، آدمي انسان شود و حركات و سكنات او، خواسته ها و تمايلاتش و رفتارها و خصلتهايش شباهتي به انسان پيدا كرده و بر گرد حريم انسانيت بچرخد. اگر حاجي توانست از خلال اعمال و مناسك خويش به چنين حقيقتي دست يابد، بايد به وي تبريك گفت و بر اين توفيق بزرگ ستود چرا كه او توانسته حج را منشأ تحولي شگرف در حيات فردي و اجتماعي خويش قرار دهد و با نگاهي نو و بي پيرايه، هستي را به تماشا بنشيند. در غير اين صورت، توجه به عوامل و زمينه هاي اين ناكامي بسي مهم و ضروري به نظر مي رسد. مكّه مكرمه ـ حج۱۳۸۵
+ نوشته شده در چهاردهم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
|
|