|
معصوم، اسم با مسمّی
با او كه روبرو مي شوي باورت نمي شود كه از جانبازان دوره دفاع مقدس باشد. ظاهري كم سنّ و سال دارد. اماّ او متولد 1347 است و اهل تهران. در عملياتي در خاك عراق پشت سدّ دربندي خان به تاريخ 6/1/1367 مصدوم مي گردد. عضو گردان تخريب لشگر 27 محمد رسول الله است و عامل شيميايي او معجون بوده و شامل اعصاب، ريه و خردل. و براي همين است كه همه حالات مصدومانِ اين عوامل را داراست. تنگي نفس، سوزش و درد سينه، درد پشت گردن ومخچه، حالت خواب رفتگي از نوك انكشت پا تا فرق سر به طور دائم و... تنها بخشي از حالات اوست. به من مي گويد: گويي چهار ستون بدنم رو به ماشين بسته اند و از هر طرف مي كشند. از چهره محسن معصوم، جانباز 70 درصد قافله ايثار، معصوميت و مظلوميت مي بارد. راستي چه نام با مسمايي. معصوم رو كه مي بيني جز معصوميت نمي بيني. كم سخن و بي تكلف. متواضع و باوقار، متين و مقيّد به دستورات ديني. در سال 1372 با خانم مرضيه كلاهدوز متولد 1354 اهل تهران پيوند ازدواج مي بندد. خاطرات زندگي او شيرين، شنيدني و بلكه اعجاب آور است. 14 ساله كه از ازدواج آنها مي گذرد. همسرش مي گويد: " وقتي اومدند خواستگاري، 15 سال بيشتر نداشتم. اون وقت هنوز علائم و آثار شيميايي در وجود ايشون بروز نكرده بود و كاملاً رو پا بود. از ويلچر و عصا نيز خبري نبود. بسيار فعال و پر نشاط بود . شركت كامپيوتر داشت. بگذرم، با اينكه سن و سالي نداشتم هميشه از جمله دعاهام اين بود كه همسر يه جانباز باشم. در اوائل تنها خستگي دائمي عوارض اين مصدوميت بود. ولي همچين كه علائم خاص شيميايي از قبيل تب طولاني عارض شد ترسيدم و في الواقع بريدم. وضع به همين منوال گذشت و روزها بسيار بر من سخت و گران مي اومد چون انتظار اون رو نداشتم. پس از گذشت يك سال، اوضاع مالي ما نيز دچار تزلزل و ركود شد چون آقا نمي تونست به شركت بره و كم كم شركت رو كه محل درآمدمان بود جمع كرديم . به ذهنم رسيد برم مسجد و حوزه امام حسين كه نزديك خونه امون بود و اعلام آمادگي كنم براي مربي گري، شايد كمك خرج ما باشد. رفتم ولي به مجرد اينكه پام به اونجا رسيد اوضاع تغيير كرد و به جاي اينكه خواستمو مطرح كنم سر از كلاس تفسير قرآن در آوردم و در اون كلاس ثبت نام كردم. كلاس اونقدر براي من جاذبه داشت كه از سرِ شوق، از لحظه ورودم به كلاس تا پايان درس، اشك مي ريختم و اين خود مبدأ يك تحول در زندگي ما شد. چرا كه آرامش تمام وجودم رو فرا گرفت و اخلاق و رفتارمون تو زندگي و حتي اهتماممون نسبت به عبادات و ياد الهي بيشتر و روزافزونتر شد. شرايط روحي من از اون روزها ديگه متحول شد. امروز _ گر چه فشار عصبي بر من فراوان است تا جائي كه اختلال شنوايي پيدا كرده ام ولي _ از يك آرامش روحي برخوردارم. اون موقع هنوز مي شنيدم و دل به درس مي دادم. به خانه كه بر مي گشتم همون نكات رو براي شوهرم و فرزند چهار ساله ام بازگو مي كردم. البته گهگاهي پسرم رو هم با خودم به درس تفسير مي بردم. از ابتدا به امير حسين ( تنها فرزندم) ياد دادم كه هر وقت بابا حالش به هم خورد و دچار تنگي نفس شد، دستشو بذاره رو سينه باباش و 70 تا حمد بخونه. هنوز كه هنوزه _ و اون به سن ده سالگي رسيده _همين سيره، تو خونه مون دنبال مي شه. او هم اكنون كلاس چهارمه و بحمدالله بچه تيزي است و هيچ مشكلي نداره. ويلچر ران باباش فقط اونه. ماها جرأت نداريم دست به ويلچر او بزنيم. خيلي قشنگ ويلچر رو هدايت مي كنه. البته همزمان با اون بازي هم مي كنه. قبلا هم كه عصا بر مي داشت او تنها عصادار باباش بود. تا خواندن و نوشتن رو در مدرسه ياد گرفت و به الف و سين رسيد، نوشت : " بابا عصا دارد " . همسرش ادامه ميده: " پس از 14 سال ازدواج، احساسم اينه كه لطف خدا بود كه اين وصلت سر گرفت و الا من لياقت چنين مدالي رو نداشتم". خودش (جانباز) ميگه: او عاشق منه و پروانه وار دورم مي چرخه. خدا نكنه كه دچار گرفتگي و تنگي نفس بشم بال بال مي زنه. اگر ايشون هم نباشه پسرم همين نقش رو بازي مي كنه. احترام به بزرگترها و تكريم كوچكترها، پيشي در سلام بر ديگران، صبر در برابر سختي ها و دردها، عمده ويژگي هاي آقاي معصومه. به مجرد اينكه از امامان معصوم و مصائب و گرفتاري هاي اونها ياد ميشه اشكش سرازير ميشه. پيام او و همسرش به زائران ومردم اينه:" ما با توكل به خدا همه مشكلاتمان را پشت سر گذاشتيم. از همه بريديم و به هيچ كس اميد نداشتيم_ حتي براي سفر حج _ ولي اميد به خدا راهها رو به رويمون باز كرد" . او ( محسن) ميگه: هر وقت كارم به جاهاي باريك مي كشه و كارد به استخوان مي رسه، تنها ياد و نام امام زمونه كه منو تسكين ميده و حضور اون حضرت رو كاملا لمس مي كنم. وقتي از محسن معصوم احساسش رو در برابر واژه ها و مفاهيم زير مي پرسم چنين مي گويد: امام زمان:به انتظار نشسته حج: لبيك به دعوت الهي عرفات: تولدي دوباره امام خميني: امام شهيدان، افتخار سربازي او رهبري: نايب امام، نور چشم و اميد ما مادر: بهشت زير پاي او پدر: تمام هستي ام همسر: اسوه ايثار و خستگي ناپذيري جانبازم و از خويش خجل آمدهام وز آتش دَرد، مُشتعل آمدهام بَر، ويلچرم كه پا ندارم ـ امّا در خانة تو به پاي دل آمدهام
+ نوشته شده در بیست و نهم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
مردي از قبيله روح الله
از جوار حرم كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها آمده است. از قافله دل است و حال و هوايي خاص بر وجود او حاكم است. هر وقت كه در حالاتش ريز شدم مي بينم براي خود كنج عزلتي را برگزيده و به راز و نياز با پروردگار مي پردازد. اما اين همه، موجب نمي شود كه او از ارتباط صميمي و عاطفي با همسفران و ديگر زائران جانباز باز بماند. جالب است بدانيد او تنها روحاني ويلچري است كه با قافله ايثار به حج مشرف شده است. از نشاط و شادابي او نه تنها پس از يك دوره بيست و چهار ساله ويلچرنشيني،كاسته نشده كه با اين حال و در عين گذر ايام و سنين عمر، شور و حال او بسي مَثَل زدني است. او توفيق شاگردي و زانو زدن در پاي درس تفسير حضرت آيت الله جوادي آملي را _كه سالياني است به او عنايت كرده اند _ با هيچ متاعي عوض نمي كند. ارادت ويژه اي به حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) و زهراي مرضيه (سلام الله عليها ) دارد. به مجرد ذكر مصيبت اهل بيت گرامي پيامبر اسلام (ص) اشك چشمش روان است. گمشده اي دارد و به ديدار او سخت مشتاق. ديروز مدينه را گشت و امروز شهر مكّه را. ولي به صحراي عرفات بسي دل بسته است كه شايد گمشده خويش را بيابد. شنيده است كه مي گويند آقا همه ساله به فرزندانش _ جانبازان هشت سال دفاع مقدس كه براي حفظ كيان اسلام و ارزش هاي مكتب، از تمام هستي خويش مايه رفتند_ سر مي زند. تمام هوش و حواسش به عرفات و زمزمه عاشقانه سربازان او در خيمه هاي عرفات است و با خود مي گويد: آيا مي شه آقامو اونجا ببينم و پس از درنگي به خود پاسخ مي دهد. چرا كه نه؟! مگه نگفته كه به بچه هاش سركشي مي كنه؟ مگه دل شكسته تر از اونها هم هست؟ مگه زجر كشيده تر و با صفاتر از اونها هم وجود داره؟ بگذرم، او امام زمان را عصاره خلقت مي خواند. حج را از سويي محل عروج انسان و از ديگر سو، مظهر قدرت نمايي ملّتهادر برابر استكبار جهاني. عرفات در نگاه او آخرين نقطه است، جايي كه همه چشمها به او دوخته شده است. ارادت او به جانبازان ويژه است و حماسه آنان را مصداق اثبات صداقت آنها به دين مي داند. به امام و رهبري، عشق فوق العاده دارد. امام خميني را احياگر دين در عصر حاضر مي داند. دلسوخته چمران است و روز و شبش را به ياد اوست. در نگاه من ،بايد حاج آقاي ميرزايي رو از نزديك ببيني تا بفهمي چه گوهر ارزشمندي است. فرزندان او يكي از ديگري گُلتر و شايسته تر. همه اهل ولايت و عاشق اهل بيت. تواضع او در برابر فرزندانش مقوله ديگري است كه در اين مقال نمي گنجد ولي همين مقدار بشنويد كه هنگام خداحافظي به قصد بيت الله الحرام فرزندش را در آغوش مي كشد و دست او را مي بوسد. از فرزندانش راضي است و آنان را افرادي مقيّد به دستورات ديني و موازين اخلاقي معرفي مي كند. به من مي گويد: به آنها گفته ام بايد رهبري امت را از من بيشتر دوست داشته باشيد، چرا كه او پدر ملّت است و من تنها پدر شما. همسر مهربان و دلباخته او، حديثي ديگر دارد كه بايد همسران ما، درس همسر داري و عشق و محبت را در كلاس او بياموزند. كوه صبر و مقاومت است و پا به پاي او و در كنار او براي تحمل رنجها و سختي ها ايستاده است. لحظه اي فراق از همسر جانبازش را تحمل ندارد. كوتاه سخن اينكه او از زندگي اش راضي است و خدا را بر آن شكر مي گويد. درود خدا و رسول بر اين همه ايثار و جان باختگي، و رحمت الهي بر پير جماراني كه چنين سربازاني فداكار و مقاوم را به جهان اسلام تقديم كرد. مكّه مكرّمه- حج۸۵-كاروان جانبازان دفاع مقدس
+ نوشته شده در بیست و پنجم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
او درس صبوري مي دهد
او تنها جانباز زن در قافله ايثار است. با وقار، متين و صبور همچون كوهي در برابر حوادث ايستاده و خواهد ايستاد. جانباز 70% و اصطلاحاً قطع نخاع گردني است كه حتي دست و پايش كار نمي كند. متولد سال 1339 است. بيست و پنج سال است كه اين وضع را تحمل مي كند و خم به ابرو نمي آورد. افتخارش اينست كه ويلچر، خانه اوست. نه خانه او كه همه چيز او. اهل ساري است و در يك مأموريت ويژه به عنوان مسئول خواهران سپاه منطقه مجروح گشته و گرچه برخي از همراهان وي به شهادت رسيده، اما مدال پر افتخار جانبازي، نصيب او گشته است. به واقع؛ او از مصاديق بارزِ شريفه قرآني " فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر" است. راستي اين را هم بگويم كه او تنها جانباز خانواده نيست بلكه برادرش محمود نيز جانباز 45 درصد است. به دليل شرايط جسمي تا كنون ازدواج نكرده است. روحيه اي بسيار شاداب و با طمأنينه دارد. از فرصت تشرف به مدينه كمال استفاده را كرده و مي كند. از تلاوت قرآنش گرفته تا دعا و زيارت هاي مكررش. به من مي گويد: حاج آقا! من كه هنوز عقده دلم رو با بقيع باز نكردم. اي كاش بشود برويم گوشه اي و زمزمه اي داشته باشيم. از اينكه نمي تواند در مراسم و مجامع به خوبي شركت كند و از فرصت حضور در مدينة النبيّ بهره بيشتر ببرد ناراحت و غمين است و به حال ديگران غبطه مي خورد. دانشجوي جامعة الزهراست و به صورت غير حضوري تحصيلات خويش را در مقطع ليسانس دنبال مي كند. هفته اي دو روز در منزلش كلاس تفسير قرآن و تحليل كتب استاد مطهري براي خانم هاي مبلّغه و متدينين، برگزار مي كند. اخلاق او ويژه و در ميان خويشان و دوستان زبانزد است. فردي خيّر و در طرح اكرام ايتام كميته امداد شركت فعال دارد. بر كارهاي كشاورزي نظارت مي كند و خلاصه همه كار مي كند ولي باز هم نگران و ناراحت كارهاي باقيمانده و روي زمين است. تلاش و كوشش او را كه مي بيني، همّت والاي او را كه مي شنوي، انگيزه ها و نيّات پاك او را كه دنبال مي كني، از خودت بيزار مي شوي. به راستي ما كجاييم! و خانم قايخلو كجا! خدايا! عرفان ما را در سايه سار معرفت اين جانبازان رشيد، براي وقوف عارفانه در صحراي عرفات افزون كن و ما را بر قدرداني حقوق اين دلير مردان ثابت قدم بدار.
مدينه منوره - حج۸۵ - كاروان جانبازان
+ نوشته شده در بیست و سوم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
به بهانه حضور و توفيق يك ماهه ام در جمع جانبازان عزيز و سلحشور دفاع مقدس در سالجاري ( ۸۵) ـ كه خدايرا بر اين توفيق رباني شاكر هستم ـ دست نوشته هايي را براي عبرت گيري خودِ عقب مانده و وامانده ام از قافله ايثار، آماده ساختم. از قضا روزنامه وزين زائر ـ كه همه ساله براي اطلاع رساني مسائل حج به حجاج بيت الله الحرام در سطح شهرهاي مكه و مدينه به چاپ مي رسد ـ نيز از اين حركت استقبال كرد و با عنوان " با قافله ايثار " منتشر نمود تا زائران بيت الله الحرام قدري با ولي نعمت هاي خويش آشنا و همنوا شوند. با سپاس از دوستان باصفاي روزنامه. با هم، چند شماره از اين دست نوشته ها را دنبال مي كنيم.
ايثارگر از نوعي ديگر
چهره اي معصوم و با صفا دارد. به قيافه اش كه نگاه مي كني باورت نمي شه كه او هم يه جوري ايثارگره و با اقدام خداپسندانه خودش ، سعي كرده از قافله ايثارگران عقب نمانه. او اهل تهران و داراي يك زندگي متوسط است. سالياني است براي حج واجب ثبت نام كرده تا امسال نوبتش شده . خودش ميگه: رفتم بنياد جانبازان و گفتم آيا مي شه نام من رو در ليست همراهان جانبازان قرار بديد. گفتند: ولي شما رو كه هيچ جانبازي درخواست نكرده. گفتم : من خودم درخواست مي كنم. لطفا من رو در ليست همراهان امسال جانبازان قرار بدين. اين هم فيش حجّ امسال من. گذشت و گذشت تا يه روز از بنياد به من زنگ زدند كه فلاني تو رو دعوت كردند كه همراه يك جانباز باشي. آنهم چه جانبازي ! جانباز ويژه قطع نخاعي از ناحيه گردن ! آيا آماده اي؟ گفتم: از اين بهتر هم مي شه؟ از خدا خواستم و وقتي اين خبر رو شنيدم در پوست خود نمي گنجيدم. كم كم با همسفر حجّم آشنا شدم. او جانبازي بالاي 70 درصد است و داراي مدرك ليسانس. اهل شهريار است و به همراه همسرش به زيارت بيت الله الحرام و قبر پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه بقيع دعوت شده است. آري؛ جانباز سرافراز آقاي رضا علي سلطاني به اتفاق خانمش فاطمه طرزكي فرصتي طلايي را در پيش روي او قرار دادند كه تا عمر دارد فراموش نخواهد كرد. هنگامي كه به ناصر شمسيان مي گويم: چه احساسي داري بخاطر اين ايثار؟ او مي گويد: ايثارگر حقيقي اينان هستند و آنانند كه به من و امثال من درس ايثار و جانبازي آموختند. و او راست مي گويد كه جانبازان، مفهوم ايثار و از خودگذشتگي را حيات بخشيدند. جانبازان بودند كه ما را از ورطه هلاكت و فناي در دنيا و لذائذِ آن رهايي دادند و جلوه هاي زيباي معنويت، حماسه، از خودگذشتگي و همنوع دوستي را حيات مجدد بخشيدند. خدا يارشان باد! مدينه منوره - حج ۸۵ - كاروان جانبازان سرافراز دفاع مقدس
+ نوشته شده در بیست و یکم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
پشت پرده اسرار و آداب حج آنچه در مجموعه اسرار و آداب حج، موج مي زند و توجه خواننده را بيش از پيش به خود جلب مي كند، تأكيد بر مؤلّفه انسان سازي و ايجاد تحول دروني در حاجي است. بيشترين پافشاري رهبران ديني در اين زمينه، بر محور خودسازي و بازنگري در رفتارها و كردارهاست. مروري گذرا بر اسرار و آداب حج، ما را به اين واقعيت رهنمون مي سازد. اگر سرّ احرام را، رهايي از تعلقات شخصي و مظاهر و جلوه هاي دنيوي دانسته اند؛ و اگر در اسرار طواف، چرخش بي نهايت[1] بر محور پروردگار رحيم و كريم، و عطف توجه دروني به آن معبود يكتا آمده؛ و اگر نماز طواف را حركت در مسير صراط مستقيم با محوريت خداي متعال به پيروي از هدايت و رهبري ابراهيم خليل _ كه وَاتّخِذوا مِن مَقام اِبراهيمَ مُصَلّيً[2] _ گفته اند؛ و اگر سرّ سعي صفا و مروه، سعي و تلاش براي يافتن گمشده حقيقي، و يا سعي در راستاي برآوردن حوائج بندگان خدا دانسته اند؛ و اگر وقوف در عرفات را براي تأمل و درنگ در گذشته خويش و ايجاد شناخت افزون خويشتن و خالق هستي معرفي نموده اند تا از ره آورد آن، معرفت حقيقي پديد آيد؛ و اگر سرّ وقوف در مشعر، براي رسيدن به شعور واقعي پس از نيم روز معرفت جويي در عرفات معرفي گشته است؛ و اگر رمي جمرات سه گانه در راستاي راندن شيطان درون و بيرون از جان و تن آدمي، و جايگزيني عقل و شرع به جاي هوا و هوسهاي شيطاني در تمامي برنامه ريزي ها و تصميم گيري هاي روزمره و بلكه كلان و راهبردي خوانده شده است؛ و اگر قرباني براي اعلام آمادگي حاجي بر بذل جان و مال در راه خدا _ از خلال به نمايش گذاشتن حركتي نمادين _ و تقديم تحفه اي ناچيز به محضر دوست در راستاي وصال او دانسته شده؛ و اگر تقصير و حلق، براي اثبات دلدادگي بنده به پروردگار، و بريدن و كوتاه نمودن آخرين سر رشته هاي تعلق و وابستگي به خويشتن و جلوه هاي مادي آن يعني مو و ناخن، مي باشد، و هزاران امّا و اگر ديگر .... بي ترديد، محوريت انسان سازي در سرتاپاي اين مناسك و آداب كاملا مشهود و چشم نواز است، محوريتي كه بر دو ركن اساسي پايه ريزي شده است. 1. نفي تعلقات و تمايلات نفساني، و شناخت افزون خويشتن (خودشناسي) 2. حركت به سوي پروردگار و خالق هستي و تلاش در راستاي شناخت فراگير و عميق او (خداشناسي) از پيامبر گرامي اسلام (ص) شنيده ايم كه؛ تا آدمي خويشتن را نشناسد راه به سوي شناخت ربّ الارباب نخواهد يافت " مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ[3] " و حج، عرصه اي است براي تحقق اين دو ركن تا از خلال آن، آدمي انسان شود و حركات و سكنات او، خواسته ها و تمايلاتش و رفتارها و خصلتهايش شباهتي به انسان پيدا كرده و بر گرد حريم انسانيت بچرخد. اگر حاجي توانست از خلال اعمال و مناسك خويش به چنين حقيقتي دست يابد، بايد به وي تبريك گفت و بر اين توفيق بزرگ ستود چرا كه او توانسته حج را منشأ تحولي شگرف در حيات فردي و اجتماعي خويش قرار دهد و با نگاهي نو و بي پيرايه، هستي را به تماشا بنشيند. در غير اين صورت، توجه به عوامل و زمينه هاي اين ناكامي بسي مهم و ضروري به نظر مي رسد. مكّه مكرمه ـ حج۱۳۸۵
+ نوشته شده در چهاردهم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
عوامل كارآمدي تبليغ در حج
چگونه مي توان به فعاليتهاي تبليغي غنا بخشيد؟ روشهاي كارآمدي تبليغ در قلمرو دين چيست؟ چه شاخصه هايي براي موفقيت روحانيون در حج مطرح است؟ پرسش هاي فوق، دسته پرسش هايي است كه روحانيون محترم كاروانهاي حج و دست اندركاران اين عرصه با آن روبرو هستند و چه بسا پاسخ هايي در خور، نيز در اختيار داشته باشند، ليكن مناسب ديدم پاسخها را از خلال مشاهدات خويش از يك ماه تلاش خستگي ناپذير معلم وارسته اخلاق و روحاني باسابقه كاروانهاي حج بيت الله الحرام حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي راشد يزدي تقديم حضور سروران روحاني نمايم. توفيق يارم گشت تا حج 84 را به ياري پروردگار در محضر ايشان، به عنوان معين روحاني كاروان ويژه جانبازان، سپري گردانم.
جناب آقاي راشد، با سابقه اي بيش از 50 سفر معنوي در خدمت حجاج بيت الله الحرام و حرم نبوي صلي الله عليه و آله وسلّم - كه قريب به 20 سفر آن را در حضور جانبازان عزيز و فداكارِ دفاع مقدّس بوده اند - هنوز با شور و عشقي زائد الوصف همه ساله به سفر حج مشرف مي شوند و به ارشاد و تبليغ، و آشنا سازي زائران محترم بيت الله الحرام با مناسك حج و اماكن متبركه مي پردازند. در اين مقاله، به واگويه و تحليل پاره اي از ابعاد وجودي و شخصيتي ايشان، و علل و عوامل كارآمدي ايشان در حج مي پردازم. اميدوارم كه در مسير بهره گيري روحانيون محترم كاروانها از تجارب ايشان، و آشنايي با شخصيت وي گامي مؤثر برداشته باشم. بايد اذعان نمود سلسله ويژگي هايي كه در حضرت ايشان جمع آمده است، از وي شخصيتي كم نظير و استثنايي ساخته است. البته دلايل موفقيت ايشان را بايد فراتر از ويژگي هاي شخصيتي ايشان دانست زيرا افزون بر آنها، پاره اي شيوه ها و راهكارها نيز وجود دارد كه ايشان با به كاربستنِ آنها، توفيقات خويش را دوچندان كرده اند. با هم پاره اي از عوامل كارآمدي و ويژگي هاي شخصيتي ايشان را كه در جايگاه روحاني حج، تأثير بسزايي گذارده است، مرور مي كنيم. 1. وسعت آگاهي
حجم وسيع اطلاعات و معلومات ايشان از آموزهاي ديني در قالب آيات شريفه قرآني و احاديث امامان معصوم عليهم السلام، و نيز برخورداري از دانش و بينش سياسي چه در عرصه مسائل داخلي و چه بين المللي در كنار مشاهدات ايشان از وضعيت اقتصادي اجتماعي و فرهنگي بسياري از كشورهاي جهان، افزون بر ارتباط تنگاتنگ حضرت ايشان با اركان و مسئولان عالي نظام جمهوري اسلامي در گذشته و حال، كمك شاياني به ايشان در راستاي توفيق بيشتر در امر تبليغ نموده است. 2. شيوايي سخن در عين همه خصوصياتي كه در سطور آينده ياد مي شود، نمي توان از كنارِ يك ويژگي ايشان، به سادگي عبور كرد و آن ملاحت و نمكين بودن لهجه ايشان در سخنراني ها، افزون بر به كارگيري جاذبه هاي گوناگون در جذب مخاطب، مي باشد. جلسات و نشستهاي ايشان اعم از سخنراني ها و جلسات مناسك و... به دليل بهره گيري از روش هاي متنوع در جذب مستمع، از طراوات و شادابي خاصي برخوردار است. پاره اي از آن روشها عبارتند از:
3. عشق به معنويت توجه عميق ايشان به ابعاد روحي و معنوي حج، قابل توجه است و نه تنها در خلال توصيه ها و سخنراني ها همواره زائران را به اين نكته معطوف مي دارند كه با وجود تشرف فراوان و حتي همه ساله، خود سعي در بهره گيري بيشتر از آن فضاي معنوي هستند. اصرار ايشان براي اقامه نمازهاي يوميه در محيط عطرآگين و ملكوتي مسجد الحرام و مسجد النبي (ص) و نيز پافشاري ايشان بر ختم چند دور قرآن در ظرف مدت حضور در كشور عربستان، گوياي اين واقعيت است. 4. تلاش خالصانه آنچه بيش از همه، در حركات و سكنات ايشان به چشم مي خورد، اخلاص در عمل، و پرهيز از رياكاري با هدف خوش آمدن زائران، كادر كاروان، ويا دست اندركاران امر روحانيون در بعثه است. توجه به آمار و ارقام، و يا به رخ كشاندن توانمندي هاي ذاتي، و سوابق تشرّف و... هيچگاه در عملكرد ايشان ديده نمي شود. 5. برخورد متواضعانه بارها و بارها در خلال اين سفر معنوي، فروتني ايشان را در برابر روحانيون محترم و حتي زائران بيت الله الحرام مشاهده نمودم و اين كمال معنوي نه تنها در قالب سخن و بيان دلنشين از سوي ايشان كه در عرصه عمل نيز كاملاً مشهود و عيني است. پافشاري ايشان از روز نخست مبني بر تقسيم كار حتي در سخنراني و جلسات مناسك- با توجه به محبوبيت ايشان در ميان زائران و سوابق ممتدّ حضور در عرصه حج – خود دليل گوياي تواضع و فروتني ايشان مي باشد.پرهيز ايشان از امتياز خواهي و نگاه ويژه (در خوراك، مسكن و ... ) از سوي مسئولان كاروان و يا بعثه مقام معظم رهبري، خود حاكي از روح بلند ايشان و كوچك ديدن شخصيت خويش است. فخر فروشي و تكبر اصلاً در قاموس شخصيتي ايشان راه ندارد. 6. خدمتگزاري بي دريغ عشق وافر ايشان به زائران بيت الله الحرام و خدمتگزاري بي دريغ نسبت به آنان به ويژه جانبازان عزيز – كه از وضعيت روحي و جسمي ويژه و انتظاراتي متفاوت با ديگر زائران برخوردار هستند – در طول دوره سفر كاملاً مشهود است. ايشان همواره با گشاده رويي زائران را به حضور مي پذيرفتند. درِ اتاق ايشان همواره و در طول شبانه روز بر روي زائران كاروان باز بود و با بستن آن مخالفت مي ورزيدند. اصرار ايشان بر ماندن در ميان زائران بيت الله و پرهيز از حضور در محافل و نشستهاي رسمي و يا غير رسمي- چه در بعثه و يا ديگر مراكز- تا حدّ ممكن، خود گوشه اي از اين خصوصيت اخلاقي ايشان را به تصوير مي كشد. از اينكه مقام والاي ارشاد و تبليغ ميان زائران را با داشتن مسئوليت هايي چون ناظر روحانيون و يا ميهمان بعثه تعويض نمايند، سخت ناخشنود مي گردند چرا كه به ماندن در كنار حجاج و دست گيري آنان عشق و علاقه وافر دارند. در يك كلام بايد گفت ايشان، خود را وقف زائران مي كنند و هيچ اولويتي براي ايشان مهمتر از پاسخگويي به پرسشهاي آنان و رفع همّ و غمّ آنها، و حتي پي گيري مشكلات آنان از طريق مسئولان كاروان و بعثه وجود ندارد. بارها براي پي گيري مشكلات يك زائر به بعثه مقام معظم رهبري عزيمت مي كردند و ضمن تماس با مسئولان بعثه در صدد حلّ مشكل بر مي آمدند و يا بارها در جريان گفتگوها و پي گيري هاي مجدانه ايشان براي اختصاص دادنِ تسهيلات بيشتر به جانبازان عزيز قرار مي گرفتم. جالب است بدانيد ايشان كمترين فرصتي را به خريد و گشت و گذار در بازارها اختصاص نمي دهند و معتقدند فرصت ها بايد تنها در راستاي كسب معنويت بيشتر و خدمت افزونتر به زائران مصروف گردد. 7. خوشرويي به جرأت مي توان گفت اگر خوشرويي استاد معظم جناب آقاي راشد در ميان زائران جانباز نبود، كنترل چنين كاروانهايي براي مديران محترم و سخت كوش كاروانها، بسي دشوار مي نمود. ارتباط دوستانه و در عين حال پدرانه از سوي حضرت ايشان با يكايك جانبازان و خانواده هاي محترم آنان، خاطرات خوشي را براي آنان برجاي گذارده است. تحمل بالاي ايشان در برابر بهانه تراشي ها و همراه ساختن گفتگوها با لبخند و مزاح، شرايطي ويژه براي زائران عزيز فراهم ساخته كه وصف ناپذير است. 8. خستگي ناپذيري با توجه به كهولت سنّ، هيچگاه خستگي در وجود ايشان ديده نمي شود. ايشان آرزو دارد بتواند ساليان سال در خدمت زائران جانبازِ بيت الله الحرام باشد و آنان را با مناسك شرعي و آداب اسلامي آشنا سازد. روزي كه بشنود ديگر توفيق تشرف به حج را ندارد، روز عزاي ايشان است. به جرأت مي توان گفت در كنار ايشان، هر خسته دلي روحيه و توان مي گيرد و اغراق نيست اگر بگوييم وي شخصيتي خستگي ناپذير است. 9. تسلط بر مناسك سوابق ممتدّ سفر به بيت الله الحرام در قالب كاروان هاي حج و عمره، و كنجكاوي ايشان در يافتن راه حلي منطقي براي تمامي پرسشها و شبهات زائران در قالب تدقيق در رساله مناسك و يا استفتا از بعثه مراجع معظم تقليد و دريافت حكم فروع گوناگون هر موضوع، به ايشان قدرت بالايي در پاسخ گويي به مسائل شرعي حجاج اعم از زن و مرد، بزرگ و كوچك، سالم و معلول و... داده است كه در كمتر روحاني حج ديده مي شود. 10. روان گويي مناسك انجام مناسك حج به خودي خود، صعوبت ها و دشواري هايي در بردارد. اختلاف آرا و فتاواي فقهاي بزرگوار، اين صعوبت را دو چندان كرده است. افزون بر آن، برخورداري جانبازان عزيز از پاره اي محدوديتها و معلوليتها و در نتيجه احكام و مناسك ويژه هر كدام – با تنوع گونه هاي معلوليت- مي طلبد كه مسائل به گونه اي روان و قابل اجرا به زائران عرضه شود كه در اين راستا، توان بالاي حضرت آقاي راشد در تسهيل و روان سازي و روان گويي مطالب، خدمت شاياني به حجاج محترم نموده است. بارها شاهد بودم زائراني از ديگر كاروان ها، با هدف رفع ابهام خويش در موردي و يا ضمن شكايت از سخت گيري روحاني محترم كاروان خويش، موضوع را با ايشان در ميان مي گذاشتند و ايشان با همان تسلط ستودني بر مناسك حج، با آسان ترين شكل ممكن، مسئله را براي آنها تبيين نموده و بدين ترتيب، آنان را از دلهره و اضطراب و يا شكّ و ترديدِ بي مورد رهايي مي بخشيدند. ناگفته نماند هنر ايشان تنها در روان سازي و روان گويي مناسك خلاصه نمي گردد بلكه اعتقاد به ضرورت تسامح در امور عبادي و معنوي زائران و نيز حمل بر صحت كردن اعمال آنها، جزو اصولي است كه ايشان به ويژه در خصوص مناسك حجاج مدّ نظر دارند و به آن پايبند هستند. بايد اعتراف نمود كه إعمال اين شيوه پسنديده از سوي ايشان نه تنها اضطراب و نگراني را از ميان زائران مي زدايد كه شادابي، نشاط و بلكه آسوده خاطري را براي آنان به ارمغان مي آورد و موجب خواهد شد طعم شيرين حضور در موسم را به خوبي بچشند. در حقيقت؛ اگر در ضرورت به كارگيريِ چنين شيوه اي از سوي روحانيون محترم در خصوص زائران عادي هم شك و ترديدي وجود داشته باشد- كه ندارد - در خصوص جانبازانِ عزيز – كه احياناً از نابساماني هاي جسمي و روحي گوناگوني برخوردار هستند – اجتناب ناپذير است. در پايان، آرزوي سلامتي، توفيق روز افزون و تشرف همه ساله براي حضرت ايشان دارم و اميدوارم با واگويه گوشه اي از عوامل توفيق و كارآمدي ايشان در موسم حج ، خدمتي ناچيز به عزيزان و سروران روحاني در كاروان هاي حج ارائه كرده باشم ان شاء الله.
+ نوشته شده در هفدهم آذر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
عنصر الگودهي در حج
با فرارسيدن موسم حج، شور و ولولهاي وصف ناپذير در ميان حجاج، و تلاش و كوششي مضاعف در اردوگاه كارگزاران حج _ اعم از مسئولان بعثه و ستاد، مديران كاروانها و روحانيون و... _ برپا ميشود. همگي براي ساييدن جبهه خضوع بر آستانِ دوست، تن به مخاطرات و سختي هاي سفر مي دهند. و در يك سخن مي توان گفت در نهايت، همّتِ همگان برگزاري حجّي شايسته و مقبول است. اساساً هنر حج، يكسو كردن خواسته ها، انگيزه ها و رفتارها و حتي قالبهاست. هر گونه ناهمگوني و دوگانگي رفتاري در حج، با روح تشريع اين فريضه مهم و بزرگ منافات داشته و حركتي بر خلاف مسيرِ موج برآورد ميشود. در اين مسير؛ همسويي كُنش ها و واكُنش هاي زائران با خواست و عملكردِ كارگزاران از سويي، و در مقابل همراهي و همدلي قاطبه دست اندركاران با حجاج محترم، مهمترين شاخص كارآمدي در موسم حج تلقي مي شود. پوشيده نيست كه در اين ميان، نقش مديران و روحانيون كاروانها، در شكل دهي و شفاف سازي مسير، محوري است و برترين و شايسته ترين الگو در برپايي حجّ ابراهيمي خواهد بود. در اين سطور، پاره اي از انتظاراتِ به حقّ از كارگزاران حج مورد توجه قرار گرفته كه اميد مي رود مورد توجه روحانيون، مديران، و كادر اجرايي كاروان ها قرار گيرد. مناسبات مدير و كادر اجرايي كاروان
مدير کاروان در ايفاي نقش براي كادر كاروان، سهمي اساسي و انكار ناپذير دارد. او بايد در تمامي فعل و انفعالات خويش، براي زير مجموعه خويش الگو و اسوه باشد. هر فرمانى كه از سوی وی صادر میشود، نخست خود عامل باشد، و هر چه را كه انتظار دارد پرسنل تحت امرش، مرتکب نگردند، خودش در اجتناب از آن پيشرو و پيشقدم باشد. اگر انتظار انجام دقيق و منظّم امور محول را دارد ، خود در اين حرکت از ديگران پيشي بگيرد. اگر انتظار خوشرفتاری با زائران را دارد، خود در رفتارها و برخوردها با کادر اجرايی، خويشتن دار باشد و حرمت افراد و شخصيت آنها را رعايت کند. اگر تکبر و خودستايی را از ديگران نمی پذيرد، با رفتارها و گفتارهای متواضعانه خويش، اين معنا را به اثبات برساند. اگر پست و مقام را اعتباری دانسته و برای آن ارزشی قائل نيست، با عملکرد درست و اصولی خويش در قالب تواضع و فروتنی، الگويی مناسب ارائه نمايد. اگر برای نظافت و پاکی احترام قائل است، از مقام حرف بيرون آمده و در محيط کار خويش وحوزه های پيرامونی اش، در زیّ و پوشش خويش و تمامی متعلقات شخصی اش، آنرا به نمايش بگذارد. اگر انتظار حضور همياری و مسئوليت پذيری در قبال زائران را دارد، خود بيش از ديگران اينچنين باشد. و اگر انتظار حضور همکاران در مراسم را دارد، خود پيشاپيش در جلسه حضور يابد. روابط مدير و زائران به همين سان؛ اگر مدير از زائران انتظارحضور در نشست ها، مجامع و همايش هاي درون و برون كارواني دارد، پيشگامي او بهترين مبلّغ و مروّج خواهد بود. اگر درخواست همراهي و اطاعت پذيري زائر با وي و كادر كاروان را دارد، خود در حفظ حرمت و شخصيت زائر، تمام تلاش و همّتش را مبذول دارد. اگر انتظار تبعيض خواهي از سوي زائر ندارد، خود در بهره گيري از امكانات و تسهيلات عمومي يكسان عمل كند و همپاي زائر و به دور از تبعيض و چندسو نگري، حركت نمايد. اگر انتظار شركت آنها در مراسم نماز جماعت حرمين شريفين و يا كلاسهاي آموزش مناسك و... را دارد، خود وجهه همتّش را بر شركت مداوم و فعال در اين مراسم مصروف دارد و جز در موارد لزوم _ كه اداره و پي گيري امور كاروان و زائران، مانع است_ از حضور در برنامه ها سر باز نزند. و بالاخره اگر انتظار تعامل مثبت و به دور از تنش و بهانه جويي از زائران دارد، خود در جمع رفتارها و مناسباتش با زائران، بهانه اي به دست آنان نداده و فرصت بهانه جويي را از آنها بربايد. تعامل روحانيون و زائران به همين منوال؛ اگر روحانيون در نوع تعامل خويش با زائران، الگو و اسوه باشند، قطعاً دغدغه كمتري در طول سفر از بابت ناهنجاري هاي اخلاقي و رفتاري زائران وجود خواهد داشت. از اين رو؛ روحانيون محترم كاروانها؛ بايد انتظارات خويش از حاجيان را، از خلال گفتار و كردار مثبت خويش در تعامل با زائر و كادر تعريف كنند. در غير اين صورت، انتظار حركتهاي شايسته و بهنجار از زائران، نوعي اجحاف و بلكه ناشدني است. و بي ترديد؛ كريمه قرآني" يا ايّها الذين آمنوا لمَ تقولون ما لاتفعلون [1]" گريبانگير آنان خواهد بود افزون بر آنكه از روح آموزه هاي رهبران ديني و سيره رفتاري آن بزرگواران در اين خصوص به دور است. امام علی عليه السلام می فرمايد: " مردم! من شما را به هيچ طاعتى دعوت نمي كنم، مگر اين كه خود قبلا آنرا انجام دادهام و از هيچ كار خلافى شما را نهى نمي كنم مگر اين كه خود آنرا ترك گفته باشم"[2] . بي شكّ؛ زائران بيت الله الحرام براي تقويت مؤلّفه الگوپذيري خويش، بيش از هر كس و هر طيف، چشم به هدايت و راهبري عالمان و روحانيان محترم كاروانها _ درعرصه سخن و عمل _ خواهند دوخت. از اين روست كه؛ رسالت آنان بسي سنگين و حساس است.
+ نوشته شده در چهاردهم آذر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى
|
|
|